با درود بر شما همزبانان و هم وطنان گرامی
مطلب این هفته ی ما در باب افلاطون می باشد که طبق فهرست زیر در می باشد. راستی این وبلاگ هر روز بروز می شود به طوری که اگر سوالی از بینندگان مطرح شود ما آن را در یک پست جدید قرار می دهیم
۱. تصاویری از افلاطون
۲. زندگی نامه افلاطون
۳. فلسفه ی افلاطون(نظریه مثل)
۴.مفهوم نظریه مثل با ذکر مثال
۵. ارایه متنی از افلاطون و تفسیر آن
۶.تردید در باب فلسفه ی افلاطون
۷ سوالاتی در باره ی افلاطون
۸. سوالاتی جدا از موضوع اصلی
۹.جمله ی برگزیده ی هفته:
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:24  توسط آرش استادی
|
هفته نامه از هفته های بعد
پیشرفت خواهد کرد
ما قصد داریم تا با افزودن عنوان هایی جدید به هفته نامه آن را گسترش دهیم
لطفا ما را برای رسیدن به این مهم همراهی کنید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 0:36  توسط آرش استادی
|
اندکی از مردم را می شود برای همیشه فریب داد. و اکثریت مردم را می شود برای مدت اندکی فریب داد. اما همه ی مردم را نمی شود برای همیشه فریب داد
آبراهام لینکلن
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:5  توسط آرش استادی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 23:31  توسط آرش استادی
|
زندگی نامه افلاطون
افلاطون در سال 427 سال قبل از میلاد مسیح در شهر آتن متولد شدو این زمان را اگر بخواهیم با تاریخ ایران تطبیق بدهیم زمان سلطنت اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشی می شود.خود افلاطون رعیت ایران نبود زیرا در قسمتی از یونان می زیست که جزو تصرفات ایران محسوب نمی شداما از ایران و پادشاهان ایران مکرر اسم برده است و به بدی نام نبرده است زیرا بلکه ستوده است و این خود نشانی است بر اینکه ایرانی ها قومی بودن که دشمن ها هم از آن ها تمجید می کردند
اسم اصلی این فیلسوف بزرگ افلاطون نیست بلکه آریستو کراس است و افلاطون در زبان یونانی به معنای وسیع است و درست معلوم نیست چرا این لقب را به او داده اند عده ای می گویند که بواسطه ی اینکه او مردی چهار شانه و قدبلند بوده است وی در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت ده سال ادامه یافت. پس از اعدام سقراط به ۳۹۹، افلاطون آتن را ترک کرد. او برای چندین سال در شهرهای یونان و کشورهای بیگانه به گردش پرداخت. پس از سفری به سیسیل در سال ۳۸۸ به آتن بازگشت و مکتبی فلسفی ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است. تعلیمات وی در آنجا بر اثر دو بار سفری که در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سیسیل داشت به تعویق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷ مُرد و رهبری آکادمی را به خواهرزاده خود که شاگردش نیز بود، واگذاشت.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 23:0  توسط آرش استادی
|
فلسفه ی افلاطون بر اساس تمیز دادن میان واقعییت و صورت ظاهر یا بود ونمود که نخست پارمنیدس آن را بیان کرده استوار است
افلاطون میگوید که همه ی حقایق حالت ثبات ودوام را دارند واین حقایق با عقل دریافت می شود وآنچه بحس درمیآید فقط از معقولات بهره ای ناقص و ناپایدار گرفته است در واقع از نظر افلاطون هر چیزی حقیقتی دارد کامل و ثابت وپایدار که معقول است وآن معقولات چون به عالم مادی پرتوی ببخشند و عکس بیاندازند وجودهای محسوس را صورت میدهند که ناقص و متغیر و ناپایدار می باشند
افلاطون میگوید پرتو به عدم تابید و وجود کائن پیدا شد اما ارسطو در این رابطه نظر دیگری دارد
ومیگوید:صورت در ماده که با عدم مقرون بود حلول کرد و کائن درست شد
حال این بستگی به شما دارد که کدام یک درست میگویند یا اصلا آیا هیچ کدام درست میگوین یا نه
به هر حال ازاینکه وقتتان را صرف خواندن این متن که توسط من یعنی آرش نوشته شده بسیار ممنونم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 22:52  توسط آرش استادی
|
مفهوم نظریه مثل افلاطون با مثال
ما در این مطلب گربه را به عنوان مثال بر می گزینیم
ظاهرا یک ببر از این جهت گربه است که از یک ماهیت کلی که در میان همه ی گربه ها مشترک است بهره دارد. اگر لفظ گربه معنایی داشته باشد این به معنای فلان یا بهمان گربه ی خاص نیست بلکه یک گربگی مطلق است در حقیقت فارغ از زمان و مکان است و ابدی می باشد
بنا بر پایه مابعدالطبیی کلمه ی گربه به معنا ی گربه ی یکتاست یعنی همان گربه که خدا آفریده است گربه های جزیی از ماهیت آن گربه بهره ای دارند ولی این بهره کمابیش ناقص است و فقط به سبب این نقص وجود گربه های متعدد ممکن است
آن گربه واقعی است و گربه های جزیی ظاهی می باشند
(آرش استادی)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 1:2  توسط آرش استادی
|
سخنی از افلاطون و مفهوم آن
افلاطون در کتاب جمهوریت خویش می گوید که یک فیلسوف باید بر جامعه حکومت کند حال سوال پیش می آید که منظور افلاطون از فیلسوف چیست اگر بخواهیم از لحاظ معنای لغوی نگاه کنیم فیلسوف به معنای دوستدار حکمت می باشد اما حال می خواهیم بدانیم که افلاطون از این لفظ چه منظوری دارد : از نظر او فیلسوف کسی است که منظر راستی یا جمال حق را دوست دارد . اما جمال حق چیست؟شخصی را در نظر آورید که چیزهای زیبا را دوست می دارد همیشه لازم می بیند که در نمایش تراژدی های جدید حاضر شود،فیلمهای تازه را ببیند و موسیقی تازه بشنود چنین شخصی فیلسوف نیست زیرا که فقط چیزهای زیبا را دوست دارد حال آنکه فیلسوف زیبایی فی نفسه را دوست می دارد آنکه چیز های زیبا را دوست می دارد خواب می بیند و آنکه زیبایی مطلق را می شناسد کاملا بیدار است شخص نخستین دارای عقیده است حال آنکه شخص دومین صاحب معرفت است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 1:0  توسط آرش استادی
|
تردید در باب فلسفه ی فیلسوف مورد نظر
همانطور که در مطلب مفهوم فلسفه ی افلاطون بیان شد افلاطون بر این باور بود که گربه ی واقعی که یک مفهوم است و لفظ گربه را به خود گرفته است دارای یک تعریف واحد است و از مکان و زمان خارج است و ابدی می باشد
از نظر من لفظ گربه و یا هر چیزی دیگر نمی تواند ابدی باشد زیرا در طی زمان های مختلف این این تعریف واحد توسط انسان ها تغییر می کند مثلا در زمانی هنگامی که می گفتند کرسی مردم بلافاصله به یاد آنچه که ما امروز از آن به عنوان صندلی می شناسند می افتادند اما امروزه اگر بگوییم کرسی اکثریت مردم آن چه که در زمستان ها دور آن می نشینند می افتند
اگر نظری در این باب دارید در بخش نظرات بیان کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 0:55  توسط آرش استادی
|
۱.افلاطون از نظر مراکز معتبر آکادمیک دنیا دومین اندیشمند تاریخ جهان است به نظر شما آیا او لایق این مقام است؟
۲. آیا تردیدی در باب فلسفه ی او دارید؟
۲. آرام جاوید: به دید من نیز افلاطون مفهوم را ابدی می داند یعنی مفهوم صندلی که در گذشته کرسی اش می خواندند. لیک گاه تعریف چیزها در گذر زمان دگرگون می شود. برای نمونه رایانه که از زمان ساخت تا کنون تعریف ثابتی نداشته است. و رایانه ی امروز را تعریفی متفاوت با رایانه ی آغازی است. این است که ما نمی توانیم مفهوم آن را نیز ابدی بدانیم.
امیدوارم نلغزیده باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 0:50  توسط آرش استادی
|
به نظر شما فرق عقیده و معرفت چیست؟
عقیده باورها و ایمانهایی است که طی درازمدت در فرد به وجود می آید. از طرفی معرفت نشانگر از خود گذشتگی آدمهاست. معرفت گاهی میتونه از عقیده قوی تر باشه به گونه ای که فرد به خاطر یک مخاطب پا بذاره رو عقیده وباورهای قلبیش.
_سینوهه ایرانمنش.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 0:49  توسط آرش استادی
|